امروز چهارشنبه, 20 آذر 1398 - Wed 12 11 2019

منو

امام مهر و طلسم شیخ

  • نوشته شده توسط شورای کانون زیارت
  • دسته: سبک زندگی رضوی
  • بازدید: 225

امام مهر و طلسم شیخ                                                  بازنوشته: حسین جعفری

 

یکی از ویژه گی های شناخته شده ی امامان معصوم علیهم السلام ،رحمت و رافت است که  دوستان و عاشقان بدان ایمان دارند و دشمنان نیز به آن معترف اند..

داستانی که پیش روی شماست، یک روایت تاریخی مستند و جالب است که خواندن و شنیدن آن شاید برای گروهی تکراری باشد اما بسیار شیرین و لذت بخش  و مایه ی مباهات و افتخار رهروان و شیعیان امام رضا علیه السلام است.

شیخ بهایی، عالم و دانشمند شیعی که در روزگار خود، فقیهی فرید و فیلسوفی وحید و عارفی فهیم بود، روزگاری در دستگاه حکومت صفوی که در برابرآماج حملات مخالفان و معاندان تشیع ،از دوستداران اهل بیت علیهم السلام و از یاوران و حامیان علما و فقهای شیعه  به شمار می آمد  به عنوان شیخ الاسلام مورد توجه پادشاهان شیعه قرار داشت و از بزرگان علمای زمان خویش بود که در اثر فشار دولت عثمانی با دعوت و خواست مردم و حکومت صفوی به ایران آمد و فصلی تازه را در علوم عصر خود بنا نهاد و شاگردانی بزرگ و شهیر را پروراند.

شیخ جبل عاملی که از نوادگان یکی از اصحاب امیر مؤمنان علی علیه السلام بوده ،در ایران خالق وصانع پدیده های عجیبی در زمینه ی علوم تجربی و حتی علوم غریبه بود.از مهم ترین کارهای او ساختن حمام اصفهان بود که تنها با یک شمع به گونه ای شگفت انگیز گرم می شده.از نمونه های دیگری که یکی از این شاه کار های وی ،مربوط به علوم غریبه و رمل و جفر است داستانش به زمانی برمی گردد که به دستور شاه صفوی ،شیخ مامور ساخت و توسعه ی حریم حرم مطهر می شود.

شیخ که از نوابغ ریاضیات و فیزیک و معماری بود با طرحی آمیخته با علوم و فنون اسلامی و معماری وممزوج به عرفان الهی و ملون شده به هنر والای شرقی به طراحی و نقشه کشی آن مشغول شد. روایت شده که شیخ بهایی در لحظه لحظه ی امور ساخت و ساز نظاره گر بنا بوده تا این که گویا برای شیخ سفری لازم، پیش می آید و او به ناچار به معماران دستور می دهد که لحظه ای کار را در نبود وی متوقف نکنند و همه ی کار را تا بازگشت وی انجام دهند به جز سردر دروازه ی حرم (دروازه ی خود حرم و ضریح مبارک)زیرا در نظر داشته براساس رسم و سنتی که مرسوم و معمول بوده کتیبه ای از اشعارش را که در وصف امام علیه السلام بوده بر سر دروازه ی ورودی به ضریح، نصب کند.به همین جهت به معماران و مسؤولان ساخت وساز توصیه و تاکید می کند همه ی کار را به جز ساخت دروازه انجام دهند و تا زمانی که شیخ به هر دلیلی سفر و غیبتش به درازا کشید، از ساخت دروازه خودداری کنند!

شیخ به ناچار عازم سفر می شود وبراساس ترس و خوفی که پیش بینی اش را داشت ،سفرش به درازا می کشد. چنان که وقتی بازمی گردد با شگفتی و علی رغم انتظارش می بیند که ساخت دروازه حرم به پایان رسیده است.او با اعتراض از معماران می پرسد: که چرا با این همه  سفارش برای بازگشتم صبر نکردید ؟ مگر من به شما نگفته بودم که می خواهم بالای دروازه کتیبه ی ویژه ای  را نصب کنم و از ساخت دروازه ی ورودی در نبودنم خودداری کنید؟!

معماران شرمگین از عصبانیت شیخ فقیه و فیلسوف عالم تشیع از وی پوزش خواسته و توضیح می دهند که ما در نبودن شما منتظر ماندیم. اما تولیت آستان مقدس با اصرار ما را مجبور به خلف وعده نمود و دستور ساخت دروازه ورودی را نیز به ما داد که استنکاف از دستورش برای ما ممکن نبود!

شیخ با تعجب از این دستور تولیت ،همراه با گروه معماران به حضور تولیت وقت رفته و از وی توضیح این کار را می خواهد.تولیت آستانه ،در پاسخ به شیخ می گوید: دستور ساخت دروازه را من از مقامی بالاتر از شما دریافت کردم که من وادار به نقض دستور شما شدم!سپس می افزاید:

هنگامی  که شما به سفر رفتید، اوضاع همان گونه بود که جناب عالی از گروه معماران خواسته بودید تا این که کار به اتمام رسید و نوبت ساخت دروازه شد و گروه معماران به سفارش شما کار را برای رسیدن شما و نصب کتیبه ی ویژه  مخصوص  متوقف کردند. اما من چند شب پی در پی امام رضا علیه السلام را در خواب می دیدم که به من امر فرمودند: «كتیبه ی شیخ بهایی، به درِ خانه ی ما زده نشود،زیرا درِ خانه ی ما هیچ‌گاه به روی كسی بسته نمی‌شود و هر كس بخواهد می‌تواند به این جا بیاید»

شیخ از شنیدن این حرف تولیت چنان از خود بی خود می شود که اشک از چشمانش سرازیر شده و بی درنگ به سوی ضریح رفته و مدام طلب عفو و بخشش می کند و از شدت گریه و انابه بیهوش می شود.

پس از به هوش آمدن شیخ ،یاران و گروه معماران و تولیت، کنجکاوانه ماجرا را از وی جویا می شوند که شیخ نقشه و طرحی را که داشته برای شان این گونه  بازگو می کند:

من می خواستم بر سر دروازه ی  ورودی حرم امام علیه السلام طلسمی را رمزگونه با شعری به صورت کتیبه نصب کنم تا کسانی که نباید وارد حرم شوند با این طلسم از ورودشان به داخل جلوگیری شود اما امام علیه السلام با این کار مرا از انجام این عمل منع کردند!

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی قدر براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید