امروز چهارشنبه, 01 آبان 1398 - Wed 10 23 2019

منو

توسعه فرهنگ دینی

  • نوشته شده توسط مدیر فنی سایت
  • دسته: برگزیده ها
  • بازدید: 399

توسعه فرهنگ دینی

«فرهنگ شیوه زندگی یک ملت است که الگوهای قراردادی از تفکر و رفتار شامل ارزش ها، عقاید، مقررات، سلوک، سازمان­ های سیاسی، فعالیت های اقتصادی و امثال آن را که از طریق یادگیری و نه توارث زیستی از نسلی به نسلی دیگر منتقل می­ شود در بر می­ گیرد.»

توسعه فرهنگی به معنای رشد، پرورش و افزایش آگاهی، دانش و معرفت انسان­ ها و آمادگی آن­ ها برای تحول، پیشرفت، قانون پذیرای، نظم و انضباط و بهبود روابط اجتماعی و انسانی و افزایش توانایی­ های علمی و اخلاقی و معنوی است.

آسیب­ شناسی اصطلاح جدیدی در حوزه اندیشه دینی است و به مفهوم شناخت آسیب­ ها و اشکالاتی است که به اعتقادات و باورهای دینی و یا به آگاهی و معرفت دینی و علمی در یک جامعه دینی وارد می­ شود و یا ممکن است وارد شود.

آسیب شناسی فرهنگ دینی به بررسی آفات و آسیب­ هایی می­ پردازد که رنگ و لعاب دینی دارد و عناصر شکل دهنده و سازنده دین را تحت تأثیر قرار می­ دهد.

فرهنگ

الف) مفهوم فرهنگ در ادب فارسی: در واژه ­نامه­ های فارسی پبه طور ضمنی به دو مفهوم اساسی فرهنگ که ریشه و چشمه باشد اشاره شده است. در بعضی از واژه­ نامه­ ها از قبیل فرهنگ جهانگیری، مجمع الفرس، برهان قاطع، برهان جامع و نفیسی فرهنگ به شاخه درختی گفته می­ شود که آن را می­ خوابانند و روی آن خاک می­ ریزند به طوری که سرشاخه از خاک بیرون است تا امکان رشد آن فراهم باشد.

در برخی از کتب لغت، فرهنگ را به معنی کاریز و قنات گرفته اند. در این دو مورد از فرهنگ به عنوان ریشه زندگی و چشمه حیات یاد شده است. علاوه بر این ها تعاریف دیگری هم در کتب لغت فارسی وجود دارد که در آن ها فرهنگ به معنی ادب، عقل، دانش، بزرگی، معرفت، علم، فضیلت و صنعت به کار رفته است.

مطابق وجه تحلیلی فرهنگ، کلمه فرهنگ از دو جزء ترکیب شده است: 1- «فر» درفرس هخامنشی و اوستا (Far و Fra) از پیشوندهاست. به معنی پیش و 2- «هنگ» جداگانه در فارسی به معنی قصد و نیت می­ باشد. «هنگ» با پیشوند «فر» به معنی دانش و ادب است و اصولاً فرهنگ در زبان پهلوی به معنی تربیت و آموزش و پرورش و آنچه آموخته می­ شد به کار می­ رفته است.

ب) مفهوم فرهنگ در مغرب زمین: در مغرب زمین کلمه culture مشتق از فعل لاتینی به معنای پروراندن است. این واژه نخستین باردر قرن یازدهم میلادی در اروپا ابداع و به دو معنای مراسم دینی و کشت و زراعت به کار برده شده است. اما در عصر روشنگری، فرهنگ به معنای آموزش و پرورش روح اندیشه بشر مطرح شد.

ج) فرهنگ از دید گاه اصطلاحی و علمی: واژه فرهنگ از نظر علمی، تعاریف بسیاری دارد تا جایی شمار آنها به بیش از 250 تعریف می­ رسد که در این نوشتار تنها به تعدادی از آن ها اشاره خواهیم کرد:

«فرهنگ شیوه زندگی یک ملت است که الگوهای قراردادی از تفکر و رفتار شامل ارزش ها، عقاید، مقررات، سلوک، سازمان های سیاسی، فعالیت­ های اقتصادی و امثال آن را که از طریق یادگیری و نه توراث زیستی از نسلی به نسل دیگر منتقل می­ شود در بر می­ گیرد.»

«فرهنگ مجموعه آداب و رسوم، اعتقادات، ارزش ها و رفتارهایی است که آدمیان در زندگی روزمره به کار می­ گیرند و با آن زندگی می کنند.»

«فرهنگ را می­ توان شیوه و راه زندگی یک جامعه دانست»

در سنت انگلیسی ـ فرانسوی، مفهوم فرهنگ اغلب مترادف با تمدن به کار می­ رود. تایلور که به مفهوم انسان شناسانه فرهنگ توجه دارد تعریف زیر را ارائه می­ دهد:

«فرهنگ یا تمدن عبارت است از مجموعه­ ای پیچیده ازدانستنی­ ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین و رسوم و هر توانایی دیگر و عاداتی که افراد به عنوان جامعه دارند.»

ادوار ساپیر فرهنگ را عبارت از «سیستم رفتارها و حالت ­های متکی بر ضمیرناخودآگاه» می­ داند. به زعم او فرهنگ یک گروه، ابداع تمام مدل­ های اجتماعی رفتار است که به وسیله همه یا اکثریت اعضای گروه، جامه عمل به خود می­ پوشد و برای بیان بعضی از صور رفتارهای اختصاصی به کار می­ رود.

هرسکویتز فرهنگ را «بخش انسان ساخته محیط» می­ داند. این تعریف این امکان را می­ دهد که بتوان درباره فرهنگ عینی (صندلی، ابزارها، هواپیما و کامپیوتر) و فرهنگ ذهنی (مقوله سازی، هنجارها، نقش ­ها و ارزش ­ها) صحبت کرد.

اسکینر فرهنگ را چنین تعریف می­ کند:

«فرهنگ دسته­ ای از برنامه های تقویت شده است.»

هافستد نیز دو تعریف زیر را از فرهنگ ارائه داده است:

«فرهنگ مانند یک برنامه کامپیوتری است که رفتار را کنترل می­ کند.»

«فرهنگ نرم افزار ذهن است.»

علاوه بر موارد فوق، فرهنگ در اصطلاحات گوناگون علوم، تعریف خاص خود را دارد. بنابراین از تفصیل سخن در این زمینه پرهیز می­ کنیم و با ذکر تعریفی بحث را به پایان
می­ بریم. بر این اساس عامل انسان شناختی فرهنگ عبارت است از:

«امور متداول در میان یک قوم و ملت (اعم از علوم و رسوم و آداب و سنن) که آحاد آن قوم به دریافت و عمل به ان پایبند بوده، ان چنان که زیربنای اندیشه ­ها و مبنای تصمیم ­های آنان بوده و شکل دهنده مغز آن ها باشد.»

آسیب­ های فرهنگی دینی از منظر قرآن کریم

 ازنظر قرآن عوامل متعددی آسیب پذیری یک جامعه را در حوزه ارزش ­های فرهنگی و نیز شخصیت و اصالت­ های اجتماعی رقم می­ زنند که مهم­ترین آن ها عبارتند از:

1.تزلزل در مبانی اعتقادی جامعه

این عامل، مهم ترین آفت شرک و به عبارتی بی هویتی و مسخ انسانی است. قرآن انسان

مشرک را همچون موجودی معلق در فضا تصویرمی­ کند که یا طعمه عقابی تیز چنگ
می­ شود و یا تندباد حوادث او را به نقطه­ ای دوردست پرتاب می­ کند.

2- غفلت از ظرفیت و قوای وجودی خود (انسان)

عامل دیگر آسیب­ پذیری فرهنگی از نظر قرآن، غافل شدن افراد و به طور کلی جامعه از ظرفیت و قوای وجودی خویش است. انسان اشرف مخلوقات در روی زمین است.

«و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب­ ها) برنشاندیم و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از آفریده­ های خود برتری آشکار دادیم.»

اما این انسان اگر در قوای وجودی خود غفلت کند می ­تواند خود را به اسفل السافلین بکشاند.

3- ظاهرسازی

ظاهرسازی به عنوان یک آسیب اساسی در متون دینی به ویژه قرآن مورد انتقاد و هشدار قرار گرفته است. قرآن به ما می­ آموزد که با وجود ریاکاری، خرسندی از مشاهده صورت ظاهر انجام آداب و مناسک، هیچ جایی نخواهد داشت بلکه نمازگزاران ریاکار، حتی مورد توبیح و تهدید قرآن نیز قرار گرفته ­اند.

«پس وای بر نمازگزارانی (4) که از نمازشان غافلند (5)، آنان که ریا می­ کنند(6)»

4- دنیا دوستی و دنیازدگی

خداوند دین گریزی برخی از مردم را به خاطر دنیا دوستی و ترجیح دنیا به آخرت می ­داند.

«کسی که بر سفره دلش زنگار کفر نشسته، پس بر آن ها غضب خداست و ایشان را عذاب دردناک است. زیرا این ها دنیا را بر آخرت ترجیح می­ دهندو خدا محققاً کافرین را هدایت نمی­ کند.»

دنیا طلب به گونه ­ای سرگرم دنیا می ­شود و این سرگمی به گونه­ ای او را مجذوب می­ کند که دیگر در مسائل دینی نمی­ اندیشد.

5- دوستان گمراه

دوستی با دوستان گمراه و فاسد، گمراهی و فساد انسان را به دنبال خواهد داشت. در روز قیامت، انسان ظالم انگشت حسرت گزیده و می­ گوید:

«و روزی است که ستمکار دست های خود را می­گزد (و) می­گوید: ای کاش با پیامبر راهی بر می­گرفتم. ای وای، کاش فلانی را دوست (خود) نگرفته بودم. او بود که مرا به گمراهی کشانید پس از آنکه قران به من رسیده بود و شیطان همواره فروگذارنده انسان است.»

6- فاصله بین گفتار و کردار افراد به ویژه عالمان دینی

اساساً انسان پیش از آنکه از قول، سخن و تبلیغ متولیان دین تأثیر بپذیرد، از کردار و سلوک و عملکرد آنان متأثر می­ شود. قرآن کریم در توبیخ عالمان دینی که اعمالشان بر خلاف اقوالشان است می ­فرماید:

«آیا مردم را به نیکی فرمان می­ دهید و خود را فراموش می­ کنید.»

و یا در سوره صف آمده است:

«ای کسانی که ایمان آورده ­اید، چرا چیزی می­گویید که انجام نمی­ دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.»

8- احکام دین را به بازی گرفتن

همان گونه که انسان می­ تواند همه چیز را به بازی گیرد، این آفت از انسان مؤمن به ایمان او سرایت می­ کند.

«و کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفته است، رها کن.»

910- گزینشی عمل کردن نسبت به آیات خدا

در سوره محمد آمده است:

«و کسانی که ایمان آورده ­اند می­ گویند: چرا سوره­ای (درباره جهاد) نازل نمی­ شود؟ اما چون سوره­ای صریح نازل شد و در آن نام کارزار آمد، آنان که در دل هایشان مرضی هست، مانند کسی که به حال بیهوشی مرگ افتاده» و در سوره انعام آمده است:

«بعضی را (آیات) آشکار نمودید و بسیاری را پنهان داشتید.»


13- تفسیر و تغییر در دین به میل و خواسته خود

«اینان کلمات حق را به میل خویش تغییر می­ دهد و می­ گویند اگر چنین حکمی از سوی پیامبر به شما داده شد آن را بپذیرید و اگر داده نشد از او کناره کنید.»

14- توسل به زور و خشونت برای دیندار کردن

»و اگر پروردگار تو می ­خواست، قطعاً هر که در زمین است همه آن ها یکسر ایمان می­ آوردند. پس آیا تو مردم را ناگزیر می­ کنی که بگروند؟»

- با تشکر از دوست گرامی حاج آقا ابوالقاسمی

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی قدر براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید